صفر را بستند
تا ما به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زدیم!
زنده یاد حسین پناهی
صفر را بستند
تا ما به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زدیم!
زنده یاد حسین پناهی
آنکه ثروت خود را باخت، زیاد باخته است ولی آنکه شهامت خود را باخت پاک باخته است". سروانتس
"افراد منطقی خودشان را با دنیا تطبیق می دهند. افراد غیر منطقی سعی می کنند دنیا را با خودشان تطبیق دهند. پیشرفت بستگی به افراد غیرمنطقی دارد".
جرج برنارد شاو
" آنچه را می شنوم، فراموش می کنم. آنچه را می بینم، به خاطر می سپارم. آنچه را انجام می دهم، درک می کنم". کنفوسیوس
"«موانع» آن چیزهای وحشتناکی هستند که وقتی چشمتان را از روی هدف بر می دارید، به نظرتان می رسند". هنری فورد
"تمام حقایق سه مرحله را پشت سرگذاشته اند: اول، مورد تمسخر واقع شده اند. دوم، به شدت با آنها مخالفت شده است. سوم، به عنوان یک چیز بدیهی پذیرفته شده اند". آرتور شوینهاور
"مدام برای انجام وظایف و کارهای اصلی خود وقت ایجاد کنید. هر روز برای انجام کارهای فردا برنامه ریزی کنید. چند کار کوچک را که باید حتما انجام شوند همان اول صبح انجام دهید. سپس بلافاصله به سراغ وظایف اصلی و مهم بروید و کار را تا به اتمام رساندن آنها ادامه دهید". بردروم ریپورتس
"آنکه پیاپی سخنتان را می برد، دلخوش به شنیدن سخن شما نیست". ارد بزرگ
"کسی که با من متفاوت است، نه تنها به من صدمه ای نمی زند بلکه باعث پیشرفت من می شود".
آنتوان دوسنت اگزوپری
"محبوب کسی نبودن فقط یک بدشانسی ست، درحالی که عاشق نبودن،یک بدبختی ست". آلبرکامو
" علاقه همه چیزرا شکوفا و تصاحب آنها را پژمرده می کند". مارسل پروست
"اگر دست تقدیر و سرنوشت را فراموش کنیم پس از پیشرفت نیز افسرده و رنجور خواهیم شد". ارد بزرگ
"وظیفه هنر، تقلید از طبیعت نیست، بلکه بیان آن است". بالزاک
"بزرگترین آثارهنری فقط به این خاطر بزرگند که دست یافتنی و قابل فهم هستند". تولستوی
"اگر بخواهی بر عالم فرمانروا باشی باید عقل بر تو حاکم باشد". سه نه ک
"اگر سزاوار آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشی، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی؟".
جبران خلیل جبران
"یک انسان خردمند فرصتها و شانس ها را می سازد، نه اینکه در انتظار آنها بنشیند". فرانسیس بیکن
"شجاعت داشته باش تا با حقیقت رو به رو شوی". استون
"برای آدم بهانه گیر همیشه بهانه وجود دارد".
بزمرگی نوشته جواد سعیدی پور
راوی، داستان را از روستایی در مشهد روایت می کند . روستایی که چند خانوار بیشتر ندارد ولی یک سری اتفاقات می افتد که زمان و مکان درستی را در داستان مشخص نمی کند . تمامی این اتفاقات در این روستای کوچک که حتی زنانشان پول را ندیده بودند چطوری اتفاق افتاده است . طبق گفته نویسنده خواندن این رمان برای افراد زیر هیجده سال ممنوع است . این کتاب پر شده از الفاظ رکیک و زن ستیزی جنسی . در این رمان دوران سربازی یک افسر وظیفه پر ازچالش جنسی بیان می شود . زنان یک منطقه کپر نشین خائن و مردان آن منطقه معتادوهرزه معرفی می شوند.تنها کار کلانتری بزمرگی رسیدگی به شکایت همسایه ها از بزهای چموش هم است .این کتاب به شکل PDFدر دنیای مجازی انتشار یافته است . ازاین نویسنده مجموعه داستان هیجان هم در دنیای مجازی انتشار یافته بود . این مجموعه داستان هم پر شده از خیانت ،شیفتگی جنسی ، زنان خیابانی و الفاظ رکیک .جا دارد به این نویسنده ارجمند گوش زد کنم : این جا ایران است و این کار شما تابو شکنی نیست . بلکه زن ستیزی است . من فیمینیست نیستم ولی این حرمت شکنی را نمی پسندم .افتخار شما شاید این باشد که وزارت ارشاد به شما مجوز انتشار کتابتان را نداده است .و خود را جزء نویسندگان آزاد اندیش بدانید .ولی شما نویسنده ای هستید با تخیلات جنسی .شما بهتر است در مجلات پورنو کار کنید.و اسم نویسنده را با خود یدک نکشید.قلم حرمت دارد .
* اگر کسی همان مقدار عشقی که شما نثارش میکنید، نثارتان نکرد، و به گونه ای رفتار کرد که گویی در اغلب اوقات اهمیتی ندارید، این میتواند نشانه ای بزرگ از این حقیقت باشد که در زندگیتان به وی نیازی ندارید. تنها کسانی که واقعاً در زندگیمان به آنها نیاز داریم، آنهایی هستند که به ما احترام می گذارند و در زندگیشان به اندازه کافی خواهان ماهستند.

خوشبختی انعکاس تعداد روابط دوستانه ای است که هر کس می تواند داشته باشد، انعکاس تعداد افرادی است که در طول زندگی خود توانسته خوشبخت و هدایت کند، و نتیجه قدرشناسی از داشته ها است و نه میزان نارضایتی از نداشته ها. قدردان داشته هایتان در زندگی باشید و تا می توانید در خوشبختی و هدایت دیگران تلاش کنید و زندگیتان را بخاطر آنچه که هم اکنون هست دوست بدارید.
* اغلب ما تمایل داریم فراموش کنیم که خوشبختی در نتیجه بدست آوردن نداشته ها حاصل نمی گردد، بلکه از طریق شناختن و قدرشناسی داشته هایمان بدست می آید.
* کلمات قدرت آزار دادن شما را ندارند، مگر اینکه گوینده آن کلمات برایتان بسیار عزیز باشد.
* هرگاه آماده بودید عاشق شوید، نه هرگاه که تنها بودید.
* اگر در آرزوی یک زندگی بدون درد و رنج هستید، هرگز زیبایی رنگین کمان بعد از باران را نخواهید دید. روزهای خوب دوباره خواهند آمد...
چشم هایم را به بیمارستان می برم.. نمی دانم چه مرگشان شده!
هر شب در خواب جایشان را خیس می کنند…!
نکات کلیدی
* تنها کسانی که در زندگی به انها نیاز دارید کسانی هستند که در زندگیشان به شما نیاز دارند...
* یک پسر میداند چیزی را که میخواهد چگونه بدست آورد. یک مرد میداند چیزی را که بدست آورده چگونه نگه دارد.
* ممکن است شاهزاده ام را پیدا کنم اما پدرم همیشه پادشاه من خواهد ماند!
* هیچگاه نمی توانید یک اشتباه را دو بار مرتکب شوید چرا که بار دوم دیگر آن یک اشتباه نیست بلکه یک "انتخاب" است.
* به خودتان اجازه ندهید توسط این سه چیز تحت کنترل درآیید: گذشته تان، مردم و پول.
* ذهن فراموش می کند اما دل همیشه بخاطرش می ماند.
* هرگز برای کسی که شما را اذیت می کند گریه نکنید... در عوض لبخند بزنید و به او بگویید، ممنون بخاطر اینکه به من فرصت دادی تا کسی بهتر از تو را پیدا کنم!
* زمانی فرا می رسد که مجبور می شوید بگذارید کسی برود و دیگر با او ارتباطی نداشته باشید. اگر کسی شما را در زندگیش بخواهد راهی پیدا میکند تا شما را در آن بگنجاند. باید فراموشش کنید و این حقیقت را بپذیرید که آنگونه که شما دوستش داشتید، او نداشت و بگذارید به آرامی از زندگیتان برود. گاهی اوقات رفتن آسان تر از ماندن است. ما تا قبل از اینکه کسی را فراموش کنیم تصور میکنیم که کار سختی است. اما وقتی فراموش میکنیم به خود می گوییم که چرا زودتر ترکش نکردیم.
* همیشه دنبال افرادی که کمترین اهمیت را در زندگی به ما می دهند می دویم. چرا به این کار پایان ندهیم و اطرافمان را نگاه نکنیم تا ببینیم چه کسانی دنبال ما می دوند؟
* همه افراد به عنوان یک انسان باید مورد احترام قرار گیرند اما از هیچکس نباید بت ساخته شود.
* من...هستم
قدرتمندترین کلمات هستند چرا که هر کلمه ای بین این دو قرار دهید واقعیت شما را شکل می دهد.
* وقتی یک خانم به شما می گوید "چی؟" ، به این دلیل نیست که حرف شما را نشنیده است. به شما فرصتی می دهد که گفته خود را اصلاح کنید.
* اگر کسی را ترک می کنید لااقل به وی علتش را توضیح دهید؛ چون اینکه ببینید لایق یک توضیح ساده هم نبوده اید دردناک تر از خود ترک شدن است.
«پنج فردی که در بهشت با آنها رو در رو می شوی» نوشته «میچ آلبوم»
این اثر داستان پیرمردی است که در حین نجات دختر بچه ای از خطر، جان می سپارد و پس از مرگ حقایقی بر او آشکار می شود.
رمانی از «جان گریشام» به نام «سکوها» زیباست حتما بخوانید .
«عروسی» به قلم نیکولاس پارکز دنباله ای بر رمان قبلی او «دفترچه» است
درباره مردی است که می خواهد عشق گمشده زنش را به دست آورد
اثری از جومپالاهیری به نام «همنام» که داستان آن درباره یک دورگه بنگالی آمریکایی است که والدینش از کلکته به کمریج مهاجرت کرده اند.
همسر مسافرزن » به قلم «آدری نیفنه گر »
که داستان زن جوانی است که به ازدواج مردی درمی آید که به خاطر بیماری خود دائم درگذشته و آینده سیر می کند.
*زندگی کتابی است پرماجرا، هیچ گاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز
