داریوش عابدی متولد سال ۱۳۳۶ شهرستان بندر ترکمن در مازندران است. نخستین مجموعه داستانش در سال ۱۳۶۶ به اسم «آن سوی مه» چاپ شد. پس از آن به ترتیب مجموعه داستان‌های چون «زنگ آخر»(۱۳۶۸)، «‌غم این خفته» (۱۳۶۹)،‌ و کتابی آموزشی در حوزه داستان‌نویسی برای نوجوانان به نام «پلی به سوی داستان‌نویسی»  (۱۳۷۰) را به چاپ رساند
پس از توقفی چند ساله، مجددا مجموعه داستان «رویای شرقی» (۱۳۷۵)، رمان «کارآگاه سرکرده» (۱۳۷۵)، رمان «هنرپیشه» (۱۳۷۶)،‌ «گزیده ادبیات معاصر» (۱۳۷۹) و «حکایت سندباد بحری» (۱۳۷۹) از او منتشر شد 
دیگر آثار عابدی به ترتیب، «رمان‌های من، بابا و یک کماندو» (۱۳۸۰)، «افسانه سهند و سندباد» (۱۳۸۱)،‌ «حضور» (۱۳۸۱)،‌ «نقش‌بندان» (۱۳۸۴)، «این داستان ادامه دارد» (۱۳۸۵)، «مولوی» (۱۳۸۵) و مجموعه داستان «ماجرای آن شب» (۱۳۸۱) هستند 
آخرین کتاب او «بابا بزرگ خوب من»  در ۵۴۳ صفحه وارد بازار شده .

    برگزیده ای از کتا ب  پلی به سوی داستان‌نویسی را برای شما انتخاب کرده ام که در بحث داستان نویسی مهم می باشد :  

الف ) 
داستان برای شکل گرفتن و کامل شدن نیاز به زمان دارد و داستان نویس در نوشتن آن نباید عجله کند . زیرا سوژه ای که به ذهن شما می آید باید مدتی در ذهنتان باقی بماند تا هم در زمینه های مختلف مطالعه کنید و هم در مورد عناصر تشکیل دهنده ی آن فکر کنید . هر داستانی بعد از مدتی ، خودش مانند میوه ای رسیده ، از شاخه ی ذهنتان جدا می شود و روی صفحه ی سفید دفترتان می افتد . برای این کار داستان باید مراحل زیر را بگذراند : 1 - موضوع یابی  2 - پیام داستان  3 - طراحی داستان  4 - رشد و پرداخت داستان

داستان نویس قبل از هر چیز باید بداند که قصد دارد درباره ی چه موضوعی داستان بنویسد
از هر موضوعی باید در حدّ خودش انتظار رشد داشت . مثلاً اگر بخواهید رمانی طولانی بنویسید ، باید موضوعی را انتخاب کنید که بتوان روی آن بیشتر کار کرد و همچنین نباید با موضوع های بلند ، داستان های کوتاه بنویسید که باعث ورود حوادث پشت سرهم یا ورود شخصیت های گوناگون که درست معرفی نمی شوند و در ذهن خواننده باقی نمی مانند و باعث سر در گمی او می شوند
پیام داستان نباید مستقیم بیان شود . بلکه باید مانند یک قند که در آب حل شده است ، طوری در داستان به خواننده ارائه شود که دیده نشود ولی خواننده در طول استان آن را احساس کند . برای این کار باید در انتخاب شخصیت ها ، حوادث ، گفتگو ها و . . .  دقت بسیار زیادی به خرج داد . زیرا هریک از این عناصری که در خدمت پیام هستند ، می توانند پیام را باقدرت بسیار زیاد به نمایش بگذارند
یک نویسنده برای نوشتن داستانش باید نقشه داشته باشد . نقشه ی نویسنده برای نوشتن داستان را ، (( طرح داستان )) می گویند . پس از آماده و تکمیل کردن طرح داستان است که نویسنده می تواند به سراغ نوشتن خود داستان برود
طرح داستان باید روشن و کامل باشد ؛ یعنی معلوم باشد که داستان از چه نقطه ای شروع شده ، چه مسیری را طی کرده و چطور به پایان رسیده است .کمترین توقّعی که خواننده پس از خواندن داستان دراد ، این است که بتواند طرح آن را تعریف بکند . یعنی بگوید که داستان درباره ی چه کس و یا چه چیزی بوده ، چگونه شروع شده ، چطور ادامه پیدا کرده و چطور پایان یافته است
باید برای هر عمل و حادثه ای که در داستان اتّفاق می افتد ، دلیل روشن و محکمی ارائه داد و علّت بروز آن عمل و حادثه نیز در داستان باید به نحوی روشن باشد
 در هر طرح باید شخصیت اصلی ، حادثه ی اصلی ، زمان و مکانی که حادثه در آن روی داده است ، کاملاً روشن و مشخص باشند
 طرح داستان باید در خدمت پیام داستان باشد . گاهی اوقات در حین نوشتن و تکمیل کردن طرح داستان ، حوادث پرهیجان و یا شخصیت های جالبی به ذهن نویسنده می رسد که نه تنها نقشی در انتقال پیام ندارد ، بلکه باعث کم رنگ شدن آن نیز می شود

ب ) شخصیت پردازی
 پرداخت مستقیم خصوصیات شخصیت ها معمولاً در داستان هایی صورت می گیرد که شخصیت های بسیار زیادی دارند و نویسنده در طول داستان ، مجال پرداخت غیر مستقیم مشخّصات آن ها را پیدا نمی کند و به همین خاطر خصوصیات شخصیت ها را در یک یا دو جمله از زبان خود و یا یکی از شخصیت های داستان بیان می کند . در داستان هایی که یک یا دو شخصیت اصلی دارند ، این کار از قوت داستان می کاهد و نویسنده باید به طور غیر مستقیم - یعنی از طریق گفتار و کردار آن شخصیت ها - به آن ها بپردازد
 باید خصوصیات شخصیت هایی را بیان کرد که در داستان نقش اصلی را دارند . در غیر این صورت ، باعث پراکندگی ذهن خواننده می شود
 نباید همه ی لحظاتی را که بر شخصیت های داستان می گذرد ، با ذکر جزئیات در داستان بیاوریم ، بلکه تنها لحظاتی را باید در داستان آورد که در آن زمان ، حوادث خاص - که در طرح داستان نقشی داشته باشند - اتفاق می افتد . از روی لحظات دیگر می توان بسیار راحت و تنها با اشاره گذشت
 داستان هایی که از زبان اول شخص تعریف می شوند ، داستان های عاطفی و دارای فضای صمیمانه هستند و داستان هایی که از زبان سوم شخص روایت می شوند ، داستان های حادثه ای هستند و بهتر است که جای این دو را رعایت کنیم