حدیث زن در چهارراه سرگردانی

بهزاد موسایی

اینک تهمینه                                        

شبنم بزرگی                                       

چاپ اول91

نشرفرهنگ ایلیا                                         

اینک تهمینه مجموعه هفت داستان از نویسنده ی جوان شمالی ، شبنم بزرگی هفت خوان است که زن مظلوم ایرانی باید از آن ها بگذرد . داستان ها ظاهرا متفاوت هستند اما زن ایرانی که نماد آن تهمینه است در هر داستان ، بخشی از هستی اش بیان می شود .عنوان کتاب نام هیچکدام از داستانها نیست ، ضمن این که زن های همه ی داستان ها نام و سرگذشت مختلفی دارند ، ازدختردم بخت خان اول تهران شهر بزرگی است تا سارا  ، لیلاپاشایی ، سیمین ، سوسن و زن های دیگر داستان ها همه باید از خان های اول تا هفتم حیات بگذرند و در دشوارهایی زندگی آبدیده بشوند!

درخان اول تفاوت میان دونوع ازدواج سنتی و امروزی با نمایش رفتار دختر و پدر ومادر بیان می شود و ازدواج شهرستانی و دشواری زندگی آنها در تهران مدرن !

در خان دوم آخرشاهنامه اختلافات خانوادگی که باعث مرگ تنها فرزندشان سینا می شود ، با درونمایه فرزندکشی شاهنامه وار ، که پدر با ماشین فرزندش را ناخواسته زیرمی گیرد!

و زن سارا توان این راکه شوهرش را قاتل بداند ندارد . سارا مدل کوچکی از تهمینه در جهان امروز است ، شوهر نماد رستم و سینا نماد سهراب .


در خان سوم ،آن سومی کیست کنار توراه می رود؟ رابطه ی راوی و دوستش لیلا و استاد در دانشگاه به هنگام تحصیل بیان می شود با نیم نگاهی به متن شعرهای الیوت در سرزمین های یخین که اشاره به نفر سوم دارد در یک رابطه ی عاطفی ، که بازنده راوی است ! در داستان دنیا که خان چهارم است ،راوی که زمانی خواستگاری به نام محمد داشته ، حالا در برخورد با اوخبربیماری زنش را می فهمد ، در حالی که خودش هم بیماری لا علاجی گرفته و زیر بیماری و حس مرگ ، از دنیا بریده است ! داستان در آخر به طور نمادینی اشاره به دخترکی به نام دنیا داردکه مادرش او را از افتادن برحذر می دارد و مواظب اوست .سطر آخر داستان این حس را به خوبی القا می کند:

من ومادردنیا از دوطرف خم شده ایم ، او برای بلند کردن بچه اش و من از درد ((ص 46))

در خان پنجم سیمین قراربود بمیرد، درباره نگاه متفاوت راوی به طلاق و مرگ است . راوی سیمین را که دوبار ازدواج کرده و حالا در حال مرگ است آنالیز می کند .سیمین که از آشنایان مادر اوست در خصوص ازدواج و مردها بسیار به او آموخته ، و سنگ صبورش بوده است . در پایان داستان که در می یابیم سیمین و راوی هردو سیگار دالهیل قرمز می کشند با شیوه ی رفتاری مشابه ، در حقیقت به جای همدیگر قرارگرفته و این همانی شده اند .

در خان ششم می دانی به چه فکرمی کنم ؟قصه ی پیردختری را بیان می کند که استاد دانشگاه است اما مجرد مانده ودرمرگ خواستگار قدیمی اش سوگوار می شود ! بازهم دغدغه زن مظلوم و این که ما می دانیم به چه فکرمی کند؟!  به اینکه اگراین خواستگار را پذیرفته بود ، حالابیوه شده بود ،وبیوه شدن و بیوه ماندن هم از کابوس های زنانه و دل نگرانی های جامعه ای که سنتی می اندیشد .تا تو برگردی دود می شوم

خان هفتم و حلقه ی پایانی داستان ها می باشد. دختر هفده ساله ، سوسن نمی داندبرسرکدام چهارراه ، مردی (بیژن) بادسته گل سالهاست انتظار اورا می کشد! باز حدیث زن در چهارراه سرگردانی با انتظاری عبث !

شبنم بزرگی با اینک تهمینه خودش را به عنوان یک نویسنده ی خوش آتیه به ادبیات داستانی امروز ، تحمیل می کند!

بی شک نسل تازه ای در ادبیات زنانه ی ما شکل می گیرد که بخش مهمی از آن متعلق به شمالی های میهن ماست . انچه ممکن است به این نسل ضربه بزند و آن را به جای بالندگی ، به سقوط بکشاند ، تعریف و تبلیغ بیجا از سوی دشمنان دوست نما می باشد. نگارنده در حال انجام کتابی در خصوص زن در ادبیات داستانی شمال می باشد که امثال شبنم بزرگی را در برمی گیرد . من امیدوارم که بزرگی در آینده میان بزرگان بزرگی کند و نه مانند شبنم ، بلکه همچون باران رحمتی بر ادبیات داستانی ما ببارد.

آن روز دیر نخواهد بود!

بهزاد موسایی