کارگاه داستان نویسی کیهان خانجانی

کارگاه داستان‌نویسی کیهان خانجانی فقط برای داستان‌نویس ها نیست! این کارگاه مخاطب‌های دیگری هم دارد؛ مثلاً کسانی که می‌خواهند با شناخت داستان و عناصر آن و پیشینه ادبیات داستانی از خواندن یک داستان یا یک رمان لذت بیشتری ببرند.یا علاقمندان به نقد که قصدشان از آموزش‌ ، نقد کردن داستان‌های نویسندگان است. دسته سوم هم علاقه‌مندان به داستان نویسی هستند که برای تکمیل داستان‌هایشان و به قولی برای ارائه ی اثری پخته به این کارگاه  می آیند.مثل خودم که تازه به این گروه پیوستم . در کارگاه کیهان خانجانی قواعد داستان‌نویسی ، تقویت جنبه های خلاق هنرجو سر لوحه قرار می گیرد. در حقیقت این کارگاه ارائه ی فرمول های ترسناک برای ترساندن هنرجو از نوشتن نیست بلکه می خواهد جنبه های ناخودآگاه و بعد خودآگاه او را تقویت کند.  در حال حاضر، شیوه ی آموزش داستان نویسی در  کارگاه خانجانی دیگر  آموزش سنتی نیست! مثل دوران مدرسه و دانشگاه ،  در واقع این نحوه آموزش بدون پیش‌شرط ، ما را وارد فضایی می‌کند که مطلوب است. داستان نویس به تقویت جنبه های خلاقیتش محتاج است . وقتی یک نفر خلق کردن را آموخت خود به تدریج  فرمول‌های رایج در آن پدیده را درک می کند و در موقعیت‌های لازم از آن استفاده می کندتوجه بیش از حد به آموزش فرمول ها و قوانین کلاسه شده ، علاوه بر انفعال و انزوای ادبیات ، باعث نابودی خلاقیت نویسنده می شود . این تنها تکیه کلامی است که او بارها آن را تکرار می کند بدون در نظر گرفتن چیزهای که در کارگاه  می آموزید بنویسید . متاسفانه در کشور ما آموزش بیشتر تکیه بر روش سنتی است.استاد چیزهای را از روی کتاب روخوانی می کند . خدارو شکر این کارگاه به شیوه جدید برگزار می شود . آموزش تا زمانی و دوره ای مناسب است و اگر زمانش طولانی شود به همان رابطه مرید پروری ختم می شود .و او این را هم به همه گوش زد می کند . اما یک پیشنهاد دوستانه به دوستانی که می نویسند یا بعضی ها که مغرورند همچنان تجربی می نویسند.در این کلاس شرکت کنید .باورکنید فوق العاده است. یک جلسه رایگان تست کنید .من خودم تازه شروع کردم قصد بازارگرمی و یا تبلیغات ندارم. 


کیهان خانجانی و موفقیت داستانهای او

راستش برای موفق شدن باید سختی کشید و بدون زحمت کسی موفق نشده و نخواهد شد . در اینجا از تکنیکی ترین نویسنده گیلان یاد خواهیم گرفت چگونه در داستان نویسی موفق شویم .

کیهان خانجانی متولد دوم خرداد ۱۳۵۲ است در شهر رشت. لیسانس بانکداری دارد از دانشگاه آزاد دهاقان در اصفهان. نخستین داستانش (رخش) سال ۱۳۷۱ چاپ شد. سپیدرود زیر سی‌وسه پل (مجموعه ۱۳ داستان) سال ۱۳۸۳ توسط نشر فرهنگ ایلیا چاپ شد و چندبار هم تجدید چاپ. تقدیر شده‌ی جایزه‌ی ادبی مهرگان ادب و نامزد جایزه‌ی بنیاد گلشیری نیز بود. در نیمه‌ی دوم دهه‌ی ۷۰ و در تب و تاب‌های دانشجویی، به پیشنهاد استادش دکتر ابوالقاسم سری در موزه‌ی دانشگاه، کارگاه داستان راه انداخت و هنوزهنوز در گیلان و استان‌های مختلف به این کار مشغول است. سردبیر نشریه‌ای هم هست که حاصلِ همین کارگاه‌هاست با نام ویژه‌ی ادبیات خزر. او خود را مدیون احمد گلشیری و ترجمه هایش می داند.

فاکنر در مصاحبه با پاریس‌ریویو گفت: «نویسندگی چیزی نیست جز خواندن و خواندن و خواندن، نوشتن و نوشتن و نوشتن.» این دو کار را بسیار کرده‌ام. و اما چیزهایی دیگر که آن‌ها نیز از لوازم نوشتنند:
پوستِ کلفت: نهراسیدن از شکست خوردن در نوشتنِ یک یا چند و چندین داستان، چاپ نشدن، ممیزی، نقدهای بی‌بتّه.
شجاعتِ خودآشکارگی: نوشتن از تجربه‌های شخصی و نهراسیدن از قضاوت‌های خاله‌زنکی. یادمان باشد هر انسان، دنیایی‌ست. نوشتن از این جهانِ شخصی و زیست شده است که برای دیگران باورپذیر، متفاوت و خواندنی‌ست. اگر نه، زیره به کرمان بردن است. از همین است موفقیت فروغ و هدایت و … . (در سپیدرود زیر سی‌وسه پل نیز چنین است. در آن دوران تب و تاب دانشجویی، مادرم النگوهایش را فروخته بود تا درس بخوانم اما مدرکم گیرِ دانشگاه بود و صلاحیت شغل نداشتم و پول نداشتم و همه‌جوره در «تعلیق» بودم؛ بین رشت و اصفهان، سپیدرود و سی‌وسه پل – من عاشق رودخانه‌هایم- و در این میان، مدام پدرم که مستاصل شده بود، شغل‌های متفاوتی پیشنهاد می‌کرد. طوری که فکر می‌کردم حتی اگر بمیرم، پدرم از سرِ احساس مسئولیت می‌آید و در آن دنیا هم برایم دنبال کار می‌گردد! و این شد داستان سپیدرود زیر سی‌وسه پل). باقیِ داستان‌ها هم همین‌طور، بسیاری از آن شخصیت‌ها و فضاها را می‌شناسم؛ زیسته‌ام. شاید همان ماجرای قدیمیِ از دل برآمدن و بر دل نشستن باشد. اما «چگونه نوشتن» بسیار مهم است: «زبانِ» خوب، از «مواد» خوب هم بهتر است! و شجاعتِ آزمودنِ فرم‌ها و تکنیک‌ها؛ والبته «تخیل فرهیخته».