# معرفي كتاب

ای روزگارِ ترازو به دست، كِي ‌مي‌آيي؟


رمان بند محکومین نوشته ی کیهانی خانجانی تجربه ی خاصی است در روایت سرنوشت آدم هایی که به واسطه ی گذشته ی خود کنار هم گرد آمده اند .

  سطرهاي نخست رمان ، خواننده را براي درك بسياري از شيو‌ه‌هاي تكنيكي روايت در طول اثر آماده مي‌كند: ))هزارويك حكايت دارد زندان لاكان رشت. هزارتا را باور كنند، اين‌يكي را نمي‌كنند: يك‌شب درِ بندِ محكومينِ مرد باز شد، يك دختر را انداختند درونش. بند محكومين بيست‌وپنج اتاق داشت و دويست‌وپنجاه محكوم. تمام اين‌ها هم نه روي كاكل رئيس و پاسِ اصلي و زيرِهشت يا وكيلِ بند، كه روي كاكل دوربين و آزمان و آخان مي‌چرخيد. دوربين، بالاي ميله‌هاي زيرِهشت، همه را مي‌پاييد. دو طرف كله‌ هر سه‌تا بلندگو‌، ‌دوتا دوربين داشت. اژدهاي سه سر و شش چشم مغز ما را مي خورد.((

نویسنده در این رمان استراتژی نویی ساخته که در آن آدمها ناچار شده اند با قصه های خود به حیات شان در متن ادامه دهند، حیاتی که در مورد هر کدام شان متفاوت است . خانجانی جهانی متفاوت می سازد که در داستان های با محوریت زندان کم نظیر است.

از جمله موارد قابل ذكر، شخصيت‌هاي فراوان در اين رمان است. نويسنده به غیر از شخصیت‌های فرعی، شانزده شخصيت را وارد ماجرا كرده است. به خاطر سپردن نام تک‌تك افراد، كه بعدها در جريان‌هاي رمان حضور مي‌يابند، مشكلي است كه بدون ترديد، خواننده را سردرگم مي‌كند. نويسنده براي حل اين مشكل، گاه در بين روايت، دوباره شخصيت مورد نظر را معرفي مي‌كند.

به‌كارگيري تشبيه، استعاره، كنايه، تكرار كلمه‌ها و جمله‌ها، متضادها و مترادف‌ها، استفاده از ترانه‌های گيلكي، در مجموع، نثر رمان را زيبا و جذاب كرده است. اگر نويسنده مي‌خواست تنها با توصيف مستقيم، عمل داستان را پيش ببرد، كاري درخور توجه ارائه نمي‌داد، كيهان خانجاني با زبان غيرتوصيفي رماني متفاوت نوشته است. گاه با تكرار واژه‌ها سعي دارد فضاي بسته، نفس‌گير و پراضطراب زندان و برخي از لحظه‌هاي داستان را به مخاطب القا كند و در اين كار موفق عمل كرده است.

رمان سرشار از زبان مخفي است. طبق تعريفي كه از زبان مخفي مي شود فقط سارقان وزندانيان وچند قشر خاص ديگر زبان مخفي دارند. .

يكي ديگر از ويژگي‌هاي اصلي این رمان داشتن مترادف‌هاي فراوان است، چراكه نويسنده با تيزهوشي از زبان مخفي كه ويژگي‌اش داشتن این مترادف‌هاست استفاده كرده است.

ويژگي ديگر رمان بند محكومين بازي زباني است. نويسنده چنان استادانه با كلمات بازي مي‌كند كه خواننده، محو واژگان صوري يا قياسي مي‌شود. دستور زبان و اصطلاحات و تكيه‌كلام‌هايی كه او در اين رمان استفاده كرده، يك دايرة‌المعارف كوچه‌بازارِ گيلان است.

زن در رمان بند محكومين نقش قهرمان را دارد و شخصيت مرد را ياري مي‌کند و با تمام مشكلاتي كه برايش پيش مي‌آورند، همچنان مهربان و عفيف و قابل اعتماد تا آخر اثر باقي مي‌ماند. «آخرش حكايت دختره درون كله‌ام سفيد ماند: كي بود؟ چراآمد؟ كجا رفت؟

به غیر از مَثل‌ها، استفاده از جمله‌ها و عبارت‌هاي برساخته نویسنده، و به‌كار بردن تك‌جمله‌هاي ناب در بند محكومين خواننده را متحير مي‌كند:

صفحه 73 / هي... روزگارِ ترازو به دست، كِي ‌مي‌آيي؟

صفحه 140 / روباه فشفشه رفت باروت برگشت. صورت و پَك و پوزدارِ كشيده‌ي روباهي‌اش سه رنگ چراغ راهنما بود.

صفحه 224/ مار از بيرون پوست مي‌اندازد آدم از درون.

رمان بند محکومین نوشته کیهان خانجانی در 227 صفحه از سوی نشر چشمه روانه بازار کتاب شده است .

رماني كه از خواندن آن لذت خواهيد برد.

# رمان بند محکومین




/ 0 نظر / 26 بازدید