کارگاه داستان نویسی کیهان خانجانی

کیهان خانجانی و موفقیت داستانهای او

راستش برای موفق شدن باید سختی کشید و بدون زحمت کسی موفق نشده و نخواهد شد . در اینجا از تکنیکی ترین نویسنده گیلان یاد خواهیم گرفت چگونه در داستان نویسی موفق شویم .

کیهان خانجانی متولد دوم خرداد ۱۳۵۲ است در شهر رشت. لیسانس بانکداری دارد از دانشگاه آزاد دهاقان در اصفهان. نخستین داستانش (رخش) سال ۱۳۷۱ چاپ شد. سپیدرود زیر سی‌وسه پل (مجموعه ۱۳ داستان) سال ۱۳۸۳ توسط نشر فرهنگ ایلیا چاپ شد و چندبار هم تجدید چاپ. تقدیر شده‌ی جایزه‌ی ادبی مهرگان ادب و نامزد جایزه‌ی بنیاد گلشیری نیز بود. در نیمه‌ی دوم دهه‌ی ۷۰ و در تب و تاب‌های دانشجویی، به پیشنهاد استادش دکتر ابوالقاسم سری در موزه‌ی دانشگاه، کارگاه داستان راه انداخت و هنوزهنوز در گیلان و استان‌های مختلف به این کار مشغول است. سردبیر نشریه‌ای هم هست که حاصلِ همین کارگاه‌هاست با نام ویژه‌ی ادبیات خزر. او خود را مدیون احمد گلشیری و ترجمه هایش می داند.

فاکنر در مصاحبه با پاریس‌ریویو گفت: «نویسندگی چیزی نیست جز خواندن و خواندن و خواندن، نوشتن و نوشتن و نوشتن.» این دو کار را بسیار کرده‌ام. و اما چیزهایی دیگر که آن‌ها نیز از لوازم نوشتنند:
پوستِ کلفت: نهراسیدن از شکست خوردن در نوشتنِ یک یا چند و چندین داستان، چاپ نشدن، ممیزی، نقدهای بی‌بتّه.
شجاعتِ خودآشکارگی: نوشتن از تجربه‌های شخصی و نهراسیدن از قضاوت‌های خاله‌زنکی. یادمان باشد هر انسان، دنیایی‌ست. نوشتن از این جهانِ شخصی و زیست شده است که برای دیگران باورپذیر، متفاوت و خواندنی‌ست. اگر نه، زیره به کرمان بردن است. از همین است موفقیت فروغ و هدایت و … . (در سپیدرود زیر سی‌وسه پل نیز چنین است. در آن دوران تب و تاب دانشجویی، مادرم النگوهایش را فروخته بود تا درس بخوانم اما مدرکم گیرِ دانشگاه بود و صلاحیت شغل نداشتم و پول نداشتم و همه‌جوره در «تعلیق» بودم؛ بین رشت و اصفهان، سپیدرود و سی‌وسه پل – من عاشق رودخانه‌هایم- و در این میان، مدام پدرم که مستاصل شده بود، شغل‌های متفاوتی پیشنهاد می‌کرد. طوری که فکر می‌کردم حتی اگر بمیرم، پدرم از سرِ احساس مسئولیت می‌آید و در آن دنیا هم برایم دنبال کار می‌گردد! و این شد داستان سپیدرود زیر سی‌وسه پل). باقیِ داستان‌ها هم همین‌طور، بسیاری از آن شخصیت‌ها و فضاها را می‌شناسم؛ زیسته‌ام. شاید همان ماجرای قدیمیِ از دل برآمدن و بر دل نشستن باشد. اما «چگونه نوشتن» بسیار مهم است: «زبانِ» خوب، از «مواد» خوب هم بهتر است! و شجاعتِ آزمودنِ فرم‌ها و تکنیک‌ها؛ والبته «تخیل فرهیخته».

/ 0 نظر / 149 بازدید